حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

من به فدای مهربونیت...

1393/11/1 10:43
نویسنده : *مامان فرزانه*
2,339 بازدید
اشتراک گذاری


بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم
 نهايت هر چيزي برام همين 10 تا بود
 از بابا بستني که مي خوا ستم10 تا مي خواستم
 مامانو 10 تا دوست داشتم
 خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود واسم
و اين 10 تا خيلي قشنگ بود
 حالا نمي دونم که دنيا چقدره؟
 نهايت دوست داشتن چندتاست؟
 ده تا بستني هم کفافمو نمي ده
 خيلي هم طمع کار شدم

 اما مي خوام بگم دوستت دارم
 مي دوني چقدر؟
 به اندازه همون ده تاي بچگي!

 


 

سلام به عششششششق مادر

عمممممممر مادر

همه چیز مادددددر

پسر طلای من،قندعسل من خوووووبی؟

مادر قربون مهربونیات بشه،مادر به فدای دل کوچولوت بشه

دیشب بعدشام شما همراه بابا توی اتاقت بودی منم داشتم ظرف میشستم

ته لیوان خورد لبه ی یه لیوان دیگه شکست،منم گفتم واای شکست!

گل پسری نازمامان که شما باشی به بابا گفتی دستشو نبریده باشه،دویدی

اومدی ازم پرسیدی چی شده؟دستتو بریدی مامان؟مواظب باش.آخ انقد ذوق

کردم،حتی اگه دستمم بریده میشد برام مهم نبود.فدای تو که انقدرمهربونی.

گفتم آفرین ...

گفتی مامان من کلآمهربونم امروزمدرسه توی راه پله دوستم افتاد من رفتم

از بین بچه هادستشو گرفتم بلندش کردم وگرنه بچه ها لهش میکردن.دوستم

مانی ازم تشکرکرد.آفرین حنان گل مامان.من به خودم میبالم و افتخارمیکنم به

وجودپسری مثل شما که انقد قلبش پاک و مهربونه.

عزیزدلمممممی حنانم

گل پسری وقتی از مدرسه میاد میره سراغ تبلت وقت نمیکنه شلوار پاش کنه

از باشگاه میای هنرنمایی میکنی برای ما!!!

ابراز علاقه علی احسان جون،که تازه بوسیدن یاد گرفته

اینم ازتخم مرغ شانسی خریدنت،رفتی مغازه جای رانی اینو خریدی!!

توی زمستون و تاریکی هواموقع رفتن به کلاس زبان!!


منـــ از تمامــِ دنیا

فقط آن دایرهـ ے قهوه ای چشمانـــ تو را میخواهمـــ ،

وقتے کهـ در شفافیتشــ ،

بازتابـــ عکســـ خودمـــ را میبینمـــ ...

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

عمه حدیث
2 بهمن 93 9:28
سلام حنان گلم من قربونت برم که اینقد مهربونی فدات شم از مهربونیت همه هم دوست دارن مثل من که اینقد دوست دارم ناز ناز.
مامان علی احسان
3 بهمن 93 17:31
حنان جون پس شلوارت کو علی احسان خیلی دوست داره تا تو رو میبینه میخواد بخوردت
*مامان فرزانه*
پاسخ
وقتی از مدرسه میام وقت نمیکنم پام کنممنم علی احسانو خیلی دوست دارم